Red moon

تعرفه تبلیغات در سایت
 

بدنم را به شب فروختم

تا با تکه اناری لبان خشکم را سرخ کنم

ناگه روز، دانه هایش را زیر پایش له کرد و

خونم از رگ جاری شد ...

ندانست که این خون ، تنها امید من بود

حالا روز و شب، دست در دست هم، باغ اناری دارند از خون من ...

 


برچسب‌ها: My Poems
نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 14:00
برچسب‌ها :