زندگی های سه گانه

تعرفه تبلیغات در سایت
 

من یک زن هستم . ولی هیچ کس اول به انسان بودنم نمی نگرد ... من یک زندگی سه گانه دارم با سه شخصیت کاملا متفاوت ! اول دخترکی بودم در جمع خانواده و فامیل ، بعدتر که بزرگ شدم انتظارات عجیب و غریب شروع شد . انتظارات پدر و مادر ... خواهر و برادر ... انتظار سکوت مطلق و قناعت های مسخره ... محدودیت های عجیب ... ترس از آزردن خانواده روز به روز عرصه را تنگ و تنگتر می کرد ... پس برای این مرحله پوششی ایجاد کردم و از خودم فاصله گرفتم . در محیط خانواده آن کسی بودم که آنها می خواستند . مدتی بعد در جامعه هم سرخوردگی های بسیار و تحقیرات متعدد پیش آمد . پس دوباره پوسته و شخصیتی دیگری را برایش خلق نمودم و این بار از اصل خودم مایل ها فاصله گرفتم . روز به روز که قرار بود جوان تر شوم و شاداب تر روبه افسردگی رفتم و خودسانسوری های بی نهایت . هرچیزی را بر خود حرام می دیدم و آرزوها و رویاهایم را بر دیگران حلال ... حالا من و دختران و زنان سرزمینم میان سه شخصیت و سه زندگی مانده ایم ... بی آنکه هیچ آسایشی داشته باشیم و نه حتی بفهمیم که از این زندگی چقدر سهم ماست و چقدر از اصل خود دور شده ایم ...

 

نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 19:52
برچسب‌ها : سه گانه های زندگی,