خرید بک لینک

یک روز ، شاید دور ، شاید نزدیک

با خودم ملاقات می کنم.

او را به مکان مورد علاقه اش می برم

به او می گویم که دوستش دارم

که به او افتخار می کنم

بغلش می کنم .

بعد از آینده ی روشنش نوید می دهم

یک روز فوق العاده را با او سپری می کنم

آن وقت از خودم خداحافظی می کنم

و

به ماشین زمانم برمی گردم

می دانم که فریبش دادم اما

دروغ بهترین هدیه ای بود که می توانستم به خودم بدهم ...

برچسب: نویسنده: پرهام کریمی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 22:24

صفحه بندی