پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:14
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. راه را بر من بسته اندپل ها را ویران ...
پشت پرده All the bridges are down
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 4:14
در این گزارش به بررسی کامل «All the bridges are down» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. درد را آوار ...
All the bridges are down
-
تاریخ: 1404/9/2 ساعت: 17:37
درد را آوار کردند بر سرمان ربودند آرزوها و آمالامان خوشی که نبود اما دریغا از روزمرگی آزادی که نبود ولی دریغا از آزادگی ستاره نداشتیم یکی، اگرچه هزاران هزار موشک آتشین بخت و اقبال نداشتیم هیچ، اگرچه مردم نادان خشمگین چه نفرینی است بر این سرزمین چه پایانیست بر این خادمین شیاطین کجاست رهایی کجاست آزاد...
Blood is Not Red Enough
-
تاریخ: 1403/2/9 ساعت: 18:58
,The forest green, by flames of hate, was rent.Now, crimson blood alone cannot content,They long for skies and waters deep and wide.Thus seek to shackle heaven's boundless tide,Upon the hills enraged, their anger steeps.Riding on the phoenix, fresh breath it keeps,Now, this the final battle, no retr...
Desert's sin
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 14:38
?What was the desert's sin, so vast and dry,Where rain's dream seems distant, and clouds pass by,Perhaps it drank the blood that flowed so free.Or knew the pain and hardship, agony,What was the desert's sin, if not its guise,Its hidden secrets veiled from open eyes,Its distance from the heavens, wid...
:) Happy Birthday to Me
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 15:41
- سی سالگی چه حسی داشت؟+ نمی دونم! راستش من از سه سالگی به بعد دیگه حسی نداشتم... - چرت نگو ...+ وقتی همه ی عمرت دنبال چیزی گشتی که هرگز نبوده، شابد فهمیدی که چی می گم. - مثلا چی ؟+ سی سالگی در سه سالگی ...برچسبها: My Facts Adblock test (Why?)
Devolution
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 13:58
[unable to retrieve full-text content]The sea's warm kiss, it brushes me Waves cradle, a gentle embrace at sea With fish, a dance, a joyous spree No stranger now to this world, to be Oh, hasten, let my ashes flee Embrace the trash, set my spirit free
Whispers of Absence
-
تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 15:49
In the dream of my nightNo storyteller did presideSunlight lacked its elixirLife's essence seemed deniedBlood's hue, it did not showSkies bereft of their azure glowFields lay barren, devoid of greenExistence absent, an unseen sheenIn the canvas of my noctu eNo vibrant hues, no tales in tu Yet within...
My Soul Is Not For Sale
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 14:11
جانم را رویای پروازم رادرخشش خوشید برموهایم رااز من دریغ کرده اندتا راه بهشت را بیابمبوسه ی عاشقانه ام را زنانگی ام را خنده و آرامشم را ربوده اندتا خدا را بیابمصدایم را رقصم راتصمیمم را از من دزدیده اند تا رستگاری را بیایمنمی دانند مگرراه بهشت وجود خدا و رسیدن به رستگاری را من در روح دارم روحی که از...
... When only pain what is left for you
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 12:51
Can you feel itThe sorrow, the grief of your waste lifeThe shadow of despair hunts your soulEvery time when you hope for the tomorrow They show up and crush your spirit This is my life I have so much to lose ... But myself, is not one of themبرچسبها: Its about me Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 15:58
[unable to retrieve full-text content]How can I die without letting anybody down... i'm tiered. i need to die immediately. I constantly thinking about death and in that moment i can truely feel freedom... Yes... I want to die... or just i had my period and pms... what do you think
!Actually is my birthday, but who cares
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 9:52
[unable to retrieve full-text content]! Happy Birthday to you my lonely and lovely home... and of course me
مرگ قهرمان
-
تاریخ: 1401/8/19 ساعت: 0:21
مرگ كه آمد وعدهی جاودانگیام دادو دنيايی آزاد...آنقدر آزاد، بینهايت سپيد درخشان چون الماسوعدهاش رويای هميشگیام بودهرآنچه نداشتم و میخواستم وقتی آغوشش را برايم گشود و دستانش جويای دستانم شدترديد رهايم نكردقلبم را در مشتش فشرد تا نفسم بريدبا دست ديگرش سرم را به عقب برگرداندسياهی را نشانم داد فرشتهای مي...
One Of My Many Lessons
-
تاریخ: 1401/5/3 ساعت: 16:59
talking is such a waste of time... it's your choice to talk, but there is no listenning ear for your words... your hopes and your dreams are in the middle of your peace. you can choose to talk or you can choose to be free. free of judgement and sco . even free from yourselfبرچسبها: My Facts Adblock...
Maybe I'm that child who, they found me on the another planet
-
تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 14:56
آفتابی بی رمق از سرچشمه ای که حالا راهش را گم کرده است بر موهای سفیدم می تابد. هوایی آلوده از درد، ریه های معیوبم را در بر می گیرد. ابرها دیگر خانه ای ندارند، مادر ترکشان گفته و از یتیم شدنشان تنها، می گریند. زمین دیگر جای امنی نیست...طبیعت به خشم آمده و کمر به نابودی گرفته است. مادر وقتی فهمید پدر...
When Death Is a Blessing
-
تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 11:54
راه را گم كردمنه ... راه را ويران كردندخروجی را بسته انددرون زندان ... نه دری ، نه پنجره ای ...هوا را برای فروش گذاشته اندهر لحظه از هوا را در عوض احساساتمان خريدارندديگر حسی ندارمچيزي به انتهای هوايم باقی نماندهچقدر سخاوت ...وقتی راه مردن را برايمان انتخاب كرده اند. برچسبها: My Poems Adblock test (...
An Old Habbit
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:56
A dancing ballade on a new rotten corpseA color less shadow in the way of an old nightmareAn atonal hymn flowing on the lips of a deaf muteFrozen desert buried under the ocean in the middle of the skyA lost soul in a labyrinth without an exitAll of those are the most irrelevant and also make sense t...
just talking to myself
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:56
I missed talking and only talking without being judged... I forgot the sweet tastes of having an ear to listen to you... hearing your hopes and dreams... your naging and complaining, and then holds you and smiles, tell you that everything is going to be just fine. who can do that to you? If you had ...
When only true freedom is in captivity
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:56
رهایی را یافتمدر کنجی تاریکدر میان تارهایی پوسیدهبا گردی سپید سرتاسرشساکت و صامتسیاه و سفیدنزدیکش شدممرا ندیدمرا نشنیداما دردش رااندوهش رازخمش رامن به جان کشیدمابرها را کنار زدمآفتاب را رویش تاباندمتارها را دریدمگردها را زدودمرهایی را رها کردماما ...رهایی تنها مال او بودو حالا من گرفتار ...برچسبها: ...
when I was ME
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 7:12
xa0ستاره ی دنباله داری بودم .اما کهکشانی نبود . تنها از دنیا سیاهچاله ای باقی مانده که هرچه بود در خود می بلعید و من تک ستاره ی دنباله داری که راه فراری برایم باقی نمانده ، هدفم گریختن از این سرنوشت شوم از سیاهچاله ای که دیگر همه چیز بود وهیچ . کاش زمان را بهتر می فهمیدم . کاش قدرت درک این را داشتم ...