پوچ همچون من !
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:53
هاله ی نور چون سوت و کور رویای دور چون خوابی سرد و ناصبور چسبیده به زور خوابیده به گور نمی خواند هیچ نمی خواهد ولی گیج و ویج چشمانش جویای راه دستانش جویای یار سرگشته ی دیارو زخم خورده ی روزگار خورده به بن بست های بیشمار باد آورده های، یادواره های، لاله زارهای،همچون خار سازش های بی دلیل روزهای زار کا...
This sane Person
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:52
اشک هایش را می شِــمُــرد .شکست هایش ، ناکامی هایش ، تلخی هایش ... ولی هیچ کدامشان به شکستن طلسم عمرش نمی رسید . پس بیخیال، آخرین سیگارش را آتش زد و با سر درون جهنم زندگی اش سقوط کرد.
رویای کابوس فروش
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:52
روزی بود روزگاری کودکی بود دختری بود رویایی بود و آرزویی دنیایی و جاده ای غصه ای و خنده ای آخرش بود باز هم فقط کوله ای رویا و آرزوها زمینی ماند خرابه در انتها کودکی را ماند دختری به جا در گوری با تلی از خاکسترها
برده ی های روزگار
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:52
او که می زد ما هم می کوبیدم او بر در ما بر سر او که جلو می آمد ما هم می رفتیم به عقب او که لبخند می زد پیروزمندانه ما هم می گریستیم غریبانه او که یقین داشت بر باورش ما هم تردید داشتیم در انکارش آخر نشد آخر آمد در را درهم شکست ذهن را از هم درید با خود برد، باقی را، از هم پاشید آخر ما ماندیم و زنجیری ...
Nothing to share
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:52
جور نفس های نصف و نیمه ام را می کشد امان از آن روزی که خاک گورم را بشناسد
For Ever Darkness
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 19:52
جاودان روح بی نهایت زمین کثیف جاودان ذهن مریض و شنیع جهان جاودان غم مردمان کریه و فجیع جاودان دل سنگ سیاست مداران دنیای بی کران جاودان غبار مرگ و جنگ خاور سیاه و سرخ جاودان نیمه جان کودکان جنگ خورده ی افغان جاودان آینده ی پوچِ جوانانِ سرزمین های نفت خیز جاودان پایانِ بازی مرگِ بکتِ جاودان جاودان جنگ...